السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
976
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
از حسنبنسفيان ، از عبدالحميدبنبحر ، از شريك ، از سلمةبنكهيل ، از صنابحى ، از على كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من خانهى حكمتم و على در آن است . » گويم : اين حديثى حسن و عالى است و حكمت به سنّت تفسير شده است به جهت فرمودهاش عزّوجلّ « و أنزل اللَّه عليك الكتاب و الحكمة » « 1 » و بر صحت اين تأويل دلالت دارد اين فرمودهى رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم : كتاب و همانند آن به من داده شد . از كتاب ارادهى قرآن كرد و همانند آن ، حكمتى است كه خداوند به او آموخت و امر و نهى و حلال و حرامى كه برايش بيان فرمود . پس حكمت همان سنّت است . و لذا فرمود : من خانهى حكمتم و على در آن است . » « 2 » سيّد شهابالدّين احمد : « باب پانزدهم : دربارهى اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خانهى حكمت و شهر دانش است و على باب آن دو است ، و او بىترديد به خداوند متعال و احكام و آيات و كلامش داناتر است . . . و از على است كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من خانهى حكمتم و على در آن است . حافظ ابونعيم و طبرى آن را روايت كردند و در « المشكاة » آن را روايت كرد و گفت : ترمذى آن را نقل كرد . » « 3 » مناوى : « من خانهى حكمتم و در روايتى : من شهر حكمتم و على در آن است . يعنى علىّبنابىطالب آن درى است كه از آن به حكمت وارد مىشوند و تو را بسنده است به اين مرتبت كه چه بلندمرتبه است و اين منقبت كه چه والاست و هر كس گمان برد كه مراد از فرمودهاش : و على در آن است ، اين است كه آن مرتفع است و از ريشه علوّ كه بلندى است ، مىباشد ، براى غرض فاسدش چيزى برگزيده است كه برايش سود و بهرهاى ندارد و نيازى را بر طرف نمىكند . » ابونعيم از « ترجمان القرآن » مرفوعاً نقل كرده است : خداوند عزّوجلّ « يا ايّها الّذين آمنوا » را نازل نكرد جز اينكه على سردسته و امير آنها است . و ابنمسعود
--> ( 1 ) . نساء / 113 . ( 2 ) . كفايةالطالب / 118 . ( 3 ) . توضيحالدّلائل على ترجيح الفضائل دستنويس است .